صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

419

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

آثارى سوء بر اخلاق و نفس انسان به جاى نمىگذارد ، امّا موجب آزار و صدمه به جسمش مىشود و چه بسا وى را هلاك كند ، ولى در دنيا همچون انسان نيك سيرت و پاسدار ارزشها و اخلاق ، و در آخرت به خاطر پاداش نيك و نعمت پايدار ، خوش‌عاقبت مىگردد . به خشمى بازمىگرديم كه آفت بزرگ در نابودى جامعهء بشرى است و آدمى آن را درنمىيابد و در پى جستجوى عواملى است كه وى را به آن سو مىكشاند . هرچند آن عوامل زياد است ، ولى به آسانى مىتوان آنها را - بنا به قول غزّالى - در دو علّت اصلى محدود كرد : 1 - داخلى ، كه منظور ساختمان طبيعى نخستين و غريزهء وى مىباشد ؛ چون انسانها داراى طبايع متفاوتى در آفرينشند كه بر گروهى ميل به آرامش غلبه دارد و بر گروهى جنب و جوش . عقل هم نمىتواند در حقيقت ، به شناخت اسرار اين تفاوت در اصل و منشأ آن پى برد ؛ جز آن كه بگويد ، حكمت خداوند چنين اقتضا كرده است ؛ و غير ممكن است كه عقل حكمت هر چيز را دريابد . پس خشم يك انفعال طبيعى است كه موجب شعله‌ور شدن حرارت در اين طبيعت مىگردد تا انسان حس كند آتشى در بدن او شعله‌ور شده است . در عبارت غزّالى چنين آمده است : « آن‌گاه كه آتش خشم شعله‌ور شود و به خروش آيد ، خون در قلبش به جوش مىآيد و در رگهايش منتشر مىشود و به قسمتهاى بالاى بدن اوج مىگيرد ، چنان كه آتش شعله مىكشد و مثل آب در ديگ مىجوشد . » 2 - عامل بيرونى ، كه به موانعى كه طبيعت آدمى با آن به مقابله مىپردازد ، برمىگردد كه ناچار بايد در برابر آنها از خود واكنش نشان دهد ؛ چون تسليم شدن در برابر آن مانع زندگى مىگردد . برخى از اين موانع موجب ستايش و تقديس مىگردد ؛ مثل دفاع از اخلاق و ارزشها ؛ و برخى موجب مذمّت و نفرت و هلاك ، مثل طمع و قدرت‌طلبى . به عامل بيرونى همچنين مىتوان آثار محيط ؛ يعنى تربيت و معاشرت را هم افزود . غزّالى آن را چنين شرح مىدهد : يعنى معاشرت با گروهى كه از تشفّى خشم و پيروى از آن شاد مىشوند و آن را شجاعت و مردانگى مىنامند . يكى از آنان مىگويد : من بر مكر و حيله صبر نمىكنم و از كسى فرمان نمىبرم ؛ معناى اين سخن آن است كه من عقل و خرد ندارم ؛ و آن‌گاه از آن به خاطر جهلش به جاى فخر ياد كند ؛ كسى كه اين سخنان را مىشنود ، در درونش حس خشم و علاقه به تشبّه به آنها رسوخ مىكند و خشم در او تقويت مىشود . آن‌گاه كه آتش خشم شديد